برچسب: نویسنده: کیارش یوسفی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:09
امروز تلخی حالم مثل زهر بود ...انگار دلم میخواست زندگی را بالا بیارم ... حوصله هیچ رقمه این زندگی را نداشتم
برچسب: نویسنده: کیارش یوسفی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:09
مریم متولد سوم اسفند ماه ، همسرم حسن و پسرم باربد جان و جهانم هستند ،به عشقشون نفس میکشم از اول اردیبهشت ۹۴ در سن ۳۲ سالگی به علت ابتلا به سرطان پیشرفته کولون جراحی ها ، شیمی درمانی ها و درمان های متعددی که تا به امروز که ادامه داشته را تجربه کردم . تجربه ۲ بار سرطان ، ۹ دفعه جراحی های سنگین و شصت بار شیمی درمانی داشتم سرطان دوم متاستاز تخمدان شدم و هیسترکتومی کردمدر اینجا روایت میکنم دل نوشته هایم ، تجربیاتم را از این بیماری پر از چالش درد و رنج ،یک روایت کاملا واقعی و بدون سانسور ، انگیزه اصلیم از نوشتن این هست که، بتونم با بیان تجربیاتم کمکی ارائه داه باشم به شناخت مردم از درک و شرایط بیمار سرطانی امیدوارم مفید واقع بشود پیشکش همدردانم، عزیزان درد کشیده ،برای همراهان بیماران ، تا اندکی با انتقال این تجربیات از وسعت درد آنها بکاهم ،شاید رسالت من در این دنیا همین باشد . اینجا حریم مجازی من هست برای احترم متقابل حد و مرزها را لطفا رعایت کنیم به عبارتی آداب و فرهنگ استفاده از روابط مجازی را داشته باشیم رفتار ما نشانه شخصیت و حرمت به نفس ماست بخشی از مطالب اینجا تداعی آزاد من و سبک زندگیم در این شرایط سخت است و روزهایی که پشت سر میگذارم هست توصیه میکنم تا زمانی که با کفش های کسی قدم برنداشتیم به راحتی درمورد راه رفتنش قضاوت نکنیم .میدونید چرا ؟ چون زمین بدجور گرد است ... میدونم این جمله به نظر ترسناک میاد ولی کاملا واقعیت داره . قانون طبیعت همینه و کائنات اصلا با کسی شوخی نداره و به قول مولانا جان که میگهاین جهان کوهست و فعل ما ندا/سوی ما آید نداها را صدا /اعمالی که در دنیا انجام می دهیم, مثل صداهایی است که در دامنه کوه فریاد می زنیم, همهٔ آنها ب
برچسب: نویسنده: کیارش یوسفی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:09